همین ها هستند...
مثل دوستی که همیشه موقع دست دادن خداحافظی،آن لحظه ی قبل از رها کردن دست با نوک انگشت هاش به دست هایت یک
فشار کوچک می دهد! چیزی شبیه یک بوسه...
مثل آن راننده تاکسی ای که حتی اگر در ماشینش را محکم ببندی بلند می گوید: روز خوبی داشته باشی!...
آدم هایی که توی اتوبوس وقتی تصادفی چشم در چشمشان می شوی،دستپاچه رو برنمی گردانند،لبخند می زنند و هنوز نگاهت
می کنند...
آدم هایی که حواسشان به بچه های خسته ی توی مترو هست،بهشان جا می دهند،گاهی بفلشان می کنند...
دوست هایی که بدون مناسبت کادو می خرند، مثلا می گویند این شال پشت ویترین انگار مال تو بود.
یا گاهی دفتر یادداشتی،نشان کتابی، پیکسلی...
آدم هایی که از سرچهار راه نرگس نوبرانه می خرند و با گل می روند خانه...
آدم های پیامک های آخر شب،که یادشان نمی رود گاهی قبل از خواب،به دوستشان یادآوری کنند که چه عزیزند،آدم های پیامک
های پر مهر بی بهانه،حتی اگر با آن ها بدخلقی و بی حوصلگی کرده باشی...
آدم هایی که هرچند وقت یک بار ایمیل پر محبتی می زنند که مثلا تو را می خوانم و بعد از هر یادداشت غمگین خط هایی می
نویسند که یعنی هستند کسانی که غم هیچ کس را تاب نمی آورند...
آدم هایی که حواسشان به گربه ها هست، به پرنده ها هست...
آدم هایی که اگر توی کلاس تازه وارد باشی، زود صندلی کنارشان را با لبخند تعارف می کنند که غریبگی نکنی.
آدم هایی که خنده را از دنیا دریغ نمی کنند،توی پیاده رو بستنی چوبی لیس می زنند و روی جدول لی لی می کنند...
همین ها هستند که دنیا را جای بهتری می کنند برای زندگی کردن...
ما نسل بدبختی هستيم ,دست مان به مقصر اصلی نمی رسد ،
از همديگر انتقام می گيريم !

خیلی وقت است که بـــــی تابم ...
دلم تاب میخواهد !!!
و یک هل محـــــــــــکم
که دلم هری بریزد پائین
هر چه درخودش تلمبـــار کـــرده ...

دلـــ♥ـم را بر دوشم می گذارم...
می روم...باید کمی صبر کنی،
تا قیمتی شوم!!!
زیر خاکی شدن وقت می خواهد
تـــــو ، هم
زمزمه های نامهربانی ات را
آرام تر بگو، یک وقت دیدی صدایت را باد نه...
خاک به گوشم رساند... و دلم ترک خورد
دل است دیگر...
روی خاک... زیر خاک نمی شناسد...می شکند..
آدمیزاد است دیگر...
گاهی کلی دلیل برای رفتن دارد ،
اما ...
دنبال یک بهانه میگردد ،
که بماند !!!
که برگردد!!!
